تبلیغات
جیر جیرونّی

مطالبی پیرامون فرقه بهائیت

1390/07/5 02:29 ب.ظ

نویسنده : احمد حیدری

باسمه تعالی

دوستان عزیز در این پست پاورپینتی با موضوع تاریخچه و برخی عقاید بهائیت قرار داده شده که امید است آن را مشاهده کرده و پیرامون آن نظر بدهید.

یا علی


 

اینجا کلیک کنید




دیدگاه ها : نظرات


تعریف برخی عالمان شیعی از دین

1390/04/2 04:25 ب.ظ

نویسنده : احمد حیدری

باسمه تعالی

در این پست بعضی تعاریف علمای شیعی از دین را مورد بررسی
قرار میدهیم تا با عقایدی که ایشان در این زمینه دارند بهتر آشنا
شویم.

نخست به تعریف دین از منظر عالم و مفسر بزرگ قرآن علامه طباطبائی می پردازیم.

ایشان در بخش های مختلفی از تفسیر المیزان، دین را به روش یا سنّت اجتماعی تعریف می كند؛ از جمله:«دین راه زندگی است كه آدمی در دنیا به ناچار آن را می پیماید.»( ج 8 ص 134، ج2 ص 130، ج 4 ص 122، ج 10 ص 189 و ج16 ص 178)

نکته بسیار مهم و قابل توجه در این تعریف این است که علامه دین را صرفاً یک عرصه الهی و چیزی که مطابق دستورات خدا باشد معرفی نکرده بلکه به یک مفهوم عام آن را راه زندگی دانسته است که آدمی ناچار به طی کردن این راه است، حال این راهی که هر فرد طی می کند میتواند بر اساس دستورات الهی و با الگوهایی که خداوند متعال داده طی کند و می تواند راهی سکولار در پیش
گیرد.

اینگونه به نظر بنده می رسد که تعریف برخی از اساتید حال حاضر جامعه شناسی ایران از مدرنیته که آن را الهیات سکولار معرفی می کند نیز با این تعریف به گونه ای هم جهت است به این معنا که مدرنیته به نوبه خود نوعی سبک و راه زندگی به بشر ارائه کرده( به همان شکل که ادیان الهی ارائه کرده اند) که امروزه بسیاری از انسان ها طبق این سبک زندگی عمل می کنند هر چند که سکولار
است.

من در اینجا برخی دیگر از تعاریف از عالمانی همچون آیت الله جوادی آملی، جعفر سبحانی و مصباح یزدی را بیان می کنم و منتظر هستم تا نظرات شما را درباره هر یک از تعاریف دریافت کنم.

تعریف آیت الله جوادی آملی:

دین مجموعة عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتی است كه برای ادارة جامعه انسانی و پرورش انسان ها باشد.( شریعت در آینه معرفت، ص 93)

تعریف آیت الله جعفر سبحانی:

دین یك معرفت و نهضت همه جانبه به سوی تكامل است كه چهار بُعد دارد:
اصلاح فكر و عقیده، پرورش اصول عالی اخلاق انسانی، حُسن روابط افراد اجتماع، حذف هر
گونه تبعیض های ناروا.(مجلّه نقد و نظر، ش 3، ص 19 )

 تعریف آیت الله محمد تقی مصباح یزدی:

دین در اصطلاح، به معنای اعتقاد به آفریننده ای برای جهان و انسان و
دستورهای عملی متناسب با این عقاید است؛ از این رو كسانی كه مطلقاً معقتد به
آفریننده ای نیستند و پیدایش پدیده های جهان را تصادفی و یا صرفاً معلول فعل و
انفعال های مادی و طبیعی می دانند بی دین نامیده می شوند. بنا به تعریف ذكر شده هر
دینی از دو بخش تشكیل می گردد:
1. عقیده یا عقایدی كه حكم پایه و اساس و ریشة
آن را دارد مانند اعتقاد به وجود خداوند یكتا و دادگر و توانای مطلق، اعتقاد به
معاد و ...
2. برنامة حركت به سوی هدف كه احكام و تكالیف نامیده می شود و
اخلاقیات و احكام فقهی را تشكیل می دهد.( آموزش عقاید، ج 1 و 2،ص 28 و 29)

منتظر نظراتتون هستم.

یا علی




دیدگاه ها : نظرات


نقد تعریف دور کیم از دین

1390/03/29 09:37 ق.ظ

نویسنده : احمد حیدری

با سلام


 

امروز تصمیم گرفتم نقدی از تعریف دورکیم از دین ارائه بدم


 

در ابتدا لازم است که تعریف دورکیم را با همدیگه مرور کنیم:

تعریف دورکیم:

دین عبارت است از عقاید و اعمال مربوط به چیز های مقدس یعنی چیزهایی
که  باید ممنوع شود  و کنار گذاشته شود.عقائد و اعمالی که همه پیروان را در قالب یک
اجتماع اخلاقی واحد به نام کلیسا(معبد) اتحاد می بخشند.

در نگاه اول گویا دور کیم تعریف خیلی خوبی ارائه داده است؛ لکن با اندکی تامل به این نتیجه میرسم که این تعریف کاملا سکولار است،چرا که با این تعریف اولا دین چیز بی خاصیتی نشان داده شده که در بهترین حالت خود تنها توانایی جمع کردن تعدادی از افراد دور همدیگر را دارد ثانیا  بسیاری از امور خرافه که از نظر بسیاری از افراد مقدس پنداشته می شود نیز جزو دین قرار می گیرد و ثالثا به بسیاری از جنبه های دین توجه نکرده است.

آنجه که بزرگان ما به عنوان دین برای ما معرفی کرده اند عبارتست از ارائه یک سبک زندگی که در تمامی شئون زندگی ما حضور دارد و تمامی اعمال ما را تعیین می کند و برای انسان از لحظه تولد تا زمان مرگش برنامه دارد.

اگر نگاه ما به دین اینگونه باشد آنگاه خاصیت آن ر به عینه خواهیم دید.

یا علی




دیدگاه ها : نظرات


ایمان از دیدگاه امیر المؤمنین

1390/03/17 07:40 ب.ظ

نویسنده : احمد حیدری

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز تصمیم گرفتم که بعد از مدتها روی وبلاگم یک مطلب جدید بذارم.

« ایمان» عنوانی هست که برای این پست انتخاب کردم. به نظرم کسی در این عالم بهتر از امیر المومنین علیه السلام که شیرینی ایمان به خدا را با تمام وجود احساس کرده قادر به توصیف ایمان نیست.

در كتاب شریف نهج البلاغه كه حاوى سخنان نغز و حكیمانه حضرت على علیه‏السلام مى‏باشد، مساله ایمان از جایگاه و اهمیت ویژه‏اى برخوردار است و به جهات گوناگون آن پرداخته شده است كه در این نوشتار به نمونه‏هایى از آن اشاره مى‏شود:

الف) فضیلت ایمان

«همانا بهترین چیز كه نزدیكى خواهان به خدا سبحان بدان توسل مى‏جویند ایمان به خدا و پیامبر ... است‏» (1)

ب) اقسام ایمان

«برخى ایمان در دلها برقرار است، و برخى دیگر میان دلها و سینه‏ها عاریت و ناپایدار» (2)

ج) پایه‏هاى ایمان

«ایمان بر چهار پایه استوار است‏بر شكیبائى، و یقین، و عدالت و جهاد. شكیبائى و صبر را چهار شاخه است: آرزومند بودن، ترسیدن، و پارسائى و چشم امید داشتن. پس آن كه مشتاق و آرزومند بهشت‏بود شهوتها را از دل زدود، و آن كه از دوزخ ترسید، از آنچه حرام است دورى گزید، و آن كه خواهان دنیا نبود و پارسائى داشت مصیبتها بروى آسان نمود، و آن كه مرگ را چشم داشت، در كارهاى نیك پاى پیش گذاشت.

و یقین بر چهار شعبه است: بر بینائى زیركانه، و دریافت عالمانه و پند گرفتن از گذشت زمان و رفتن به روش پیشینیان. پس آن كه زیركانه دید حكمت‏بروى آشكار گردید، و آن را كه حكمت آشكار گردید عبرت آموخت، و آن كه عبرت آموخت چنان است كه پشینیان زندگى را در نوردید.

و عدل بر چهار شعبه است: بر فهمى ژرف نگرنده، و دانشى پى به حقیقت‏برنده و نیكو داورى فرمودن، و در بردبارى استوار بودن. پس آن كه فهمید به ژرفاى دانش رسید و آنكه به ژرفاى دانش رسید از آبشخور شریعت‏سیراب گردید و آن كه بردبار بود، تقصیر نكرد و میان مردم با نیكنامى زندگى نمود.

و جهاد بر چهار شعبه است: به نیك وادار نمودن و از كار زشت منع فرمودن و پایدارى در پیكار با دشمنان، و دشمنى با فاسقان. پس آنكه به كار نیك واداشت، پشت مومنان را استوار داشت، و آن كه از كار زشت منع فرمود بینى منافقان را به خاك سود؛ و آن كه در پیكار با دشمنان پایدار بود، حقى را كه برگردن دارد ادا نمود؛ و آن كه با فاسقان دشمن بود و براى خدا به خشم آید، خدا به خاطر او خشم آورد و روز رستاخیز وى را خشنود نماید» (3)

و در جاى دیگر درباره حقیقت ایمان فرمودند

«ایمان، شناختن به دل، و اقرار به زبان و فرمان بردن با اندامها است‏» (4)

د) نشانه‏هاى ایمان

1 - «ایمان بنده راست نباشد، جز آنگاه كه اعتماد او بدانچه در دست‏خداست‏بیش از اعتماد وى بدانچه در دست‏خود اوست‏بود.» (5)

2 - كلمه 333 كلمات قصار ص 420 نهج البلاغه:

(در صفت مؤمن فرمود:) شادمانى مؤمن در رخسار اوست و اندوه وى در دلش. سینه او هر چه فراختر است و نفس وى هر چه خوارتر. برترى جستن را خوش نمى‏دارد، و شنواندن نیكى خود را به دیگران دشمن مى‏شمارد. اندوهش دراز است، همتش فراز. خاموشى‏اش بسیارست، اوقاتش گرفتار؛ سپاسگزار است، شكیبایى پیشه است، فرو رفته در اندیشه است، نیاز خود به كس نگوید، خوى آرام دارد، راه نرمى پوید. نفس او سخت‏تر از سنگ خارا - در راه دیندارى - و او خوارتر از بنده - در فروتنى و بى‏آزارى -.

و نیز فرمود: «ایمان آن است كه راستى را برگزینى كه به زیان تو بود بر دروغى كه تو را سود دهد، و گفتارت بركردارت نیفزاید و چون از دیگرى سخن گویى ترس از خدا در دست آید» (6)

ه) آفات ایمان

1 - همنشینى با اهل هوى و هوس

2 - دروغ گفتن

3 - حسد ورزیدن

«همنشینى پیروان هوا فراموش كردن ایمان و جاى حاضر شدن شیطان است. از دروغ دورى گزینید كه از ایمان به دور است ... بر هم حسد مبرید كه حسد ایمان را مى‏خورد چنانكه آتش هیزم را» (7)

و) عوامل تقویت ایمان

1 - اعمال صالح

«ایمان را بر كرده‏هاى نیك دلیل توان ساخت، و از كردار نیك ایمان را توان شناخت‏» (8)

2 - سلامت قلب

«ایمان بنده‏اى استوار نگردد تا دل او استوار نشود و دل او استوار نشود تا زبان او استوار نگردد» (9)

3 - صبر

«صبر و شكیبائى نسبت‏به ایمان مثل سر است نسبت‏به تن، همانطور كه تنى سر ندارد فایده‏اى ندارد، ایمانى هم كه صبر و شكیبائى در او نباشد فائده‏اى ندارد» (10)

4 - حیاء

«هیچ ایمانى مثل حیاء نیست‏» (11)

ز) نتائج ایمان

1 - شهود حق

«دیده‏ها او را آشكارا نتوان دید، اما دلها با ایمان درست‏بدو خواهد رسید» (12)

2 - توان فهم معارف عالى

«دانستن امر ما (ولایت) كارى سخت است و تحمل آن دشوار كسى آن را تحمل نكند جز انسان با ایمانى كه خداوند قلب او رابراى ایمان آزموده باشد» (13)

 (1)نهج البلاغه، خطبه 110

(2)همان خطبه 189

(3)همان، كلمات قصار، 31

(4)همان، 227

(5)همان 310

(6)همان، 458

(7)همان، خطبه، 86

(8)نهج البلاغه، خطبه، 156

(9)همان، 176

(10)همان، كلمات قصار، 82




دیدگاه ها : نظرات


اندیشه زیمل

1390/03/15 04:47 ب.ظ

نویسنده : احمد حیدری

باسمه تعالی

دوستان عزیز در قسمت ادامه مطلب بحثی که در کلاس درس استاد گیویان در مورد اندیشه های زیمل ارائه شد به صورت پاورپیت قرار داده شده و می تونید استفاده کنید.

یا علی


ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات


خرافه

1390/03/7 09:58 ب.ظ

نویسنده : احمد حیدری

در مورد خرافه بودن نمونه های زیر تامل کنید:

 

 

شمار زیادی از خانمهای روس در رابطه با پیداکردن شوهر آینده شان  رسم و رسوم عجیب و غریبی دارند.

آنها در آینه خیره می شوند، زیرا اعتقاد دارند که شوهر آینده در آنجا ظاهر می شود.

 یکی از این رسمها این است که چند دختر جوان دور هم جمع می شوند و چهار بشقاب دور خود می چینند.

آنها روی هر بشقاب چیزی قرار می دهند: یک حلقه، یک تکه نان، یک برس و مقداری توتون. پس از آن چشمهای خود را می بندند و با دست یکی از آن بشقابها را نشان می دهند. اگر داخل بشقاب نان باشد، این به معنای آن است که شوهر آینده ی آن دختر پولدار خواهد بود. اگر برس درون بشقاب باشد، به معنای آن است که شوهر آینده ساده است و به همین ترتیب، حلقه نشان دهنده ی شوهر قرتی و توتون نشان دهنده ی شوهر سیگاری است.
یک رسم دیگر آن است که دخترخانم، زنجیری را که تمام روز به گردن داشته، همراه با کارت سرباز زیر بالش خود بگذارد. بنا بر باورهای رایج نزد برخی روسها، شوهر آینده در آن شب به خواب دختر می آید.
 
بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات


خرافه و دین

1390/02/30 10:14 ب.ظ

نویسنده : احمد حیدری

باسمه تعالی

سلام

آنچه که در این پست پیرامون خرافه و دین می نویسم برداشت شخصی خودم هست.آنچه با نام خرافه می شناسیم، از آن جهت به آن خرافه گفته نمی شود که محسوس نیست و غیر مادی است، بلکه از آن جهت به آن خرافه می گوییم که با عقل و منطق بشر سازگاری ندارد و به رکن محکمی باز نمی گردد. در واقع در مورد خرافه از احساسات مردم استفاده می شود تا یک اعتقاد باطل و غیر عاقلانه به مردم قبولانده شود که در بیشتر موارد با ارائه ی دلایل عقلی بر باطل بودن آن، مردم از آن روی بر می گردانند. این می شود مفهوم خرافه.

          حال نمی دانم اینکه ما خرافه را با دین مقایسه می کنیم تا چه حد صحیح است، چون اصلاً مبانی این دو با هم تفاوت دارد. شاید بتوان گفت که تنها محل اشتراک این دو با هم این است که در هر دو عوامل غیر مادی دخیل است.

          دین در واقع  یک برنامه ی عقلی و منطقی برای سعادت در زندگی ( چه دنیوی و چه اخروی ) است، که نکته مهم در مورد این برنامه پیوند آن با عقل است. رهبران دینی بر این نکته تاکید دارند که دین را باید با عقل پذیرفت تا برای انسان ثابت بماند که اگر تقلیدی و از روی احساسات باشد همانطور که زود پذیرفته می شود، زود هم کنار گذاشته می شود ( این نکته در مورد دین اسلام صحت دارد ولی در مورد سایر ادیان مطمئن نیستم که نظر آنها همین باشد). در دین بین قوانین طبیعی و ماورائی آن رابطه وجود دارد و جالب این است که این روابط قابلیت توجیه عقلی و منطقی دارد. حال آنکه در مورد خرافه ما به هیچ وجه این موارد را نداریم و نهایتاً این توجیه برای خرافه مطرح می شود که یک آئین است که از فلان قوم یا از نیاکان به ما رسیده است و حال ما هم مثل آنها عمل می کنیم.

          نکته جالب این است که دین با این تقلید های کورکورانه مخالف است و حتی پذیرش خود را هم به صورت تقلیدی رد می کند و به ما می گوید که با تحقیق شخصی و عاقلانه وارد دین شوید و آیه ی « لا اکراه فی الدین » را هم در همین مقام و مرحله بیان می کند، یعنی قبل از ورود به دین و قبول آن، نه اینکه بدون تحقیق و بررسی دقیق وارد دین شده و بعد بگوییم « لا اکراه فی الدین »، من الان می خواهم از دین خارج شوم.

لطفاً نظر بدهید

یا علی

 




دیدگاه ها : نظرات


توقع از کلاس

1390/02/13 10:01 ب.ظ

نویسنده : احمد حیدری

باسمه تعالی

با سلام

از اینکه قرار بود این پست، پست اولم باشه ولی دومی شد معذرت خواهی می کنم؛ مجبور بودم که علت نامگذاری وبلاگ را شرح بدم.

صحبت هایی پیرامون انتظارات از کلاس درس و مفاهیمی که بایستی در این کلاس در طول ترم تحصیلی داشته باشیم روز یکشنبه 17/11 توسط بچه ها گفته شد؛ همچنین کلیتی توسط استاد مطرح شد که ما در طول این ترم این مباحث را با هم خواهیم داشت. اون روز نفر اول بودم که از من پرسیده شد:« وقتی نام درس یعنی درآمدی بر مطالعه ی دین را شنیدی چه مفهومی از درس دریافت کردی و فکر کردی که چه مطالبی در این کلاس گفته میشه؟» من گفتم : بررسی علوم انسانی از نگاه دین انتظار من از این کلاس هست. گویا هم استاد و هم دوستانم متعجب شدند و هیچکدام از بچه هایی که بعد از من صحبت کردند هم این انتظار را از این کلاس نداشتند؛ حرف استاد هم خیلی منطقی بود که فرمودند: اگه قرار بود موضوع کلاس ما بررسی علوم انسانی از نگاه دین باشه، آن وقت نام درس می شد درآمدی بر مطالعه ی علوم انسانی از نگاه دین.

شاید انتظار من بیجا بوده باشه، آخه ما هر جا این حرف را زدیم به ما گفتند که این کار شماست و به عهده ی ما نیست؛ ما فقط می تونیم حرف هایی که درمورد دین زده شده را بیان کنیم، نه اینکه نظر دین را بیان کنیم. البته حرف حقی هست و نباید توقع بیجا داشته باشیم.

با این حال الان توقع من از این کلاس این هست که لااقل متناسب با نام درس، مطالعه دین صورت بگیره و گفته بشه که فرضاً  نظر علوم انسانی غربی راجع به دین فلان چیز هست و مهمتر از آن این است که گفته بشه که به این دلایل این نظر را بیان کردند تا ما در مقام تحلیل و نقد این نظرات توانایی بیشتری داشته باشیم نه اینکه صرفاً نظرات آنها گفته بشه ولی علل و ریشه های آن بیان نشه.

بعضی از بچه های کلاس می گفتند که این درس در واقع ادامه درس انسانشناسی و به نوعی مردم شناسی دینی است، که اگه این باشه به نظر من باید نام درس تغییر کنه تا بعضی توهمات ایجاد نشه.

به هر حال هرچه بادا باد.




دیدگاه ها : نظرات


یک سنت دینی-محلی

1390/02/7 03:48 ب.ظ

نویسنده : احمد حیدری

باسمه تعالی

سلام

شاید اولین سوال شما در مورد اسم این وبلاگ باشه؛ به شما حق میدم؛ این اسم یک سنت محلی در زادگاه منه.

طبق این سنت در شب 27 ماه مبارک رمضان بچه های محل به در خونه های مردمی میرند که توی خونه پسر مجرد دارند و یک سری اشعار به زبان محلی می خونند که یه جور هایی آرزوی خوشبختی آن پسر و داشتن یک عروس خوب برای آن خانواده را میرسونه. در پایان این شعر ها از صاحب خونه طلب هدیه می کنند که اون هدیه غالباً خوراکی هست. بعضی ها میگن که این سنت از دین زرتشت هست ولی با توجه به زمان برگزاری آن، به نظر میاد که یک سنت در دین اسلام برای اطعام فقیران در ماه مبارک رمضان باشه، که اگر هم سنت زرتشتی بوده وقتی وارد دین اسلام شده به این شکل تغییر پیدا کرده و عملی شده مطابق با دستورات دین اسلام  و در جهت احیای شعائر اسلامی.

به این میگن استفاده درست از سنت های دیگه.

 




دیدگاه ها : نظرات